پوسترهاي تبليغاتي لاريجاني براي رياست مجلس هشتم را ديديد؟
آنقدر همه صاحب نظران و پيشكسوتان عرصه خبر و نظر براي رفتن لاريجاني و آمدن جليلي بر كشتي به گل نشسته شوراي عالي امنيت ملي ايران، حرف و حديث براي گفتن دارند، كه بد نيست به گوشه بنشينيم و ببينيم كه يك سنگ افتاده در چاه را چند عاقل و بالغ ،به تحليل و تفسير و تلاش براي برون كشاندن از چاه و شفاف ساختن، مي نشينند.
آنقدر همگان، تحليل و تفسير بر اين هزارمين تصميم خالق الساعه حاكمان عصر يكدست اصولگرايي ، دارند كه به گمانم دلمشغولي خوبيست تا در اين هياهو، بار ديگر ناخواسته، به سمتي رويم كه ديگرانش نقشه چيدند. درست مانند روزهاي غريب انتخابات كه جمله مردان پيكار در كارزار انتخابات، نيرو و ناي خويش متمركز ساختند تا پشت قاليباف و هوادارانش را به زمين بخوابانند، غافل از آنكه خواب شب انتخابات كروبي، تازه خواب از سر مردان چپ و راست ميدان انتخابات پراند و همگي دريافتند كه سازماندهي و مديريت آراء، با بهره گيري از قوا و قباي نظامي ، خيرش را به محمود احمدي نژاد رسانده است نه محمد باقر قاليباف.
ظاهرا تكرار تاريخ، اين روزها نسبتي به درازاي عمر يك حادثه ندارد و رغبت اش براي تكرار به سبب دلچسبي اش درآن پيكار، دوباره به ضرورت افتاد، از اين روي بيراه نيست اگر بگوييم اينبار نيز قرار است همه به بيراهه روند.
بيراهه اي كه در انتهاي آن علي لاريجاني ايستاده است و در ابتداي آن همه گروه ها اعم از چپ و راست سنتي و مدرن . بدان معني كه در ابتداي اين حادثه ، چهره اي چه بسا " مظلوم" از مرد مطرود عرصه سياست گذاري كلان شوراي عالي امنيت ملي به نمايش گذارده مي شود و طبيعتا در آغاز اين اتفاق، از هر دو جناح حاكم، لاريجاني را كمترمورد شماتت و اعتراض قرار مي دهد و از يك سوي، رو در رو قرار دادن لاريجاني با احمدي نژاد، آن هم درست در روزهايي كه آقاي رئيس، چندين برابر عمر دولتش در حلقه بزرگان و هواداران خويش ، مخالف سازي كرده است، مظلوميت مرد مستعفي شوراي امنيت ملي را صد چندان مي كند، بر اين اساس لاريجاني، اگر از هم اكنون شال كلاه مجلس به تن كرد و كساني هم به كمتراز نشست او بر كرسي رياست مجلس رضا نمي دهند، خيالشان راحت است كه بي هزينه هنگفت ، تصويري دلخواه از اصولگراي معتدلي كه حتي احمدي نژاد هم او را بر نتابيد، در ذهن افكار عمومي به جاي گذارده اند، آن هم در پوستر هاي تبليغاتي پرتيراژ در صفحات نخست روزنامه هاي اصلاح طلب كه با قرار گرفتن چهره اي مظلوم و مطرود در كنار عنوان درشت استعفاء ، خود به خود تاثير ناگزيري در ذهن مخاطبان عام مي گذارد..
بدين ترتيب، همه گروهاي اصلاح طلبي كه به اين تبليغات تقريبا مثبت و معتدل از لاريجاني در صفحه نخست هشت روزنامه كمك كرده اند، ناخواسته به عضويت در يك ستاد انتخاباتي زود هنگام ، مفتخر شده اند كه در آينده هر چقدر هم تلاش كنند، قادر به باز پس گيري ذهنيت شكل گرفته افكار عمومي از اين نوع چهره سازي نخواهند بود، چنانچه در انتخابات پيشين نيز، با سنگين ترين و بي نظير ترين ائتلاف ها هم قادر به بازپس گيري ذهنيت نخست و البته منفي كه از هاشمي رفسنجاني در افكار عمومي پديد آورده بودند، نشدند .
در اين ميانه اما بر عدم همكاري روزنامه هاي محافظه كاري چونكيهان ، رسالت، ايران و جام جم و جمهوري اسلامي و بقيه كه در صفحه نخست خود، پوستر هاي را پررنگ نكرده و كوتاه و بي اهميت از كنار خبر استعفاي لاريجاني گذشته اند، هم نبايد خرده گرفت چرا كه آنها فردا و به گاه خود انتخابات،با همت آن شوراي همراه، با قلت كانديدا مواجه نخواهند بود همان دم تصميم مي گيرند كه پوستر چه كسي را به پيشاني بچسبانند..
در اينجا صحبت از چون و چرائي اين استعفاء و حتي تاثير آن بر پرونده هسته اي ايران نيست كه به هر دري بزني از اين روزنه بسيار گفته اند، اينجا تنها صحبت از زايش موج هاي پيدا و پنهان سياست ايران است كه گاه همه را با خود مي برد ، يكجا و يكصدا و ناگهان مي بيني كه درست در مركز شهر جايي كه جاي سوزن انداختن هم نيست ايستاده اي و داري از هاشمي، نه ، از لاريجاني دفاع مي كني...به هر حال بايد "بين بد و بدتر، بد را انتخاب كرد."... به همين سادگي.
آري به همين سادگي، امروز در ثناي اعتدال لاريجاني به وي مي باليم ، از يكدستي دولت مي ناليم و فردا كه از الك و غربال شوراي نگهبان، تنها ياران دلخواه عبور كردند و گردن كلفت ها ردصلاحيت شده اند،آنگاه در ميدان انتخابات مي ايستيم و به يك بلندگوي فكسني هم قانع ايم تا براي آنكه هاشمي ثمره يا الهام و همسر محترمه و نيز برادران مستعفي سپاه و دوستان نزديك مصباح پيروز انتخابات مجلس نشوند، براي "هواي تازه" گلو بدريم و عكس لاريجاني را بر سينه جوان هاي شهر و سپر خودروهاي بالاي شهر و سردر دكان هاي پائين شهر بچسبانيم . من كه از هم اكنون رنگ لباسم را هم براي روز تبليغات انتخاب كرده ام؛ زرد. اسمم را از همين حالا پاي يك روزنامه، درست بالاي جدول بنويسيد، مي روم ميدان شوش، هواي آنجا عجيب گرفته است، مي روم تا به مردمي كه احيانا چشمشان فقط به دهان من و شماست و نه ديگر هيچ، بگويم؛ شك نكنيد ، وقتي لاريجاني بنشيند روي كرسي رياست مجلس، شعار " هواي تازه " اش كار مي كند، آخر خارجي ها كه هواي تازه نمي خواستند.
در كنار تمام تحليل هاي موجود، كمي هم به فكر فردا باشيد، بهر حال اين استعفاء ، زمينه تطهيري فراهم آورد كه اگر فردا در ليست انتخابات شوراي نگهبان، هيچ كسي در حد و اندازه رياست مجلس نبود، اصلاح طلبان نمي توانند چشم شان را به روي اين برگ رو كرده لاريجاني ببندند و چه بسا باز هم ائتلافي غريب و بزرگ از سر گرفته مي شود كه احتمالا ما و شما نيز بايد به خيلي ها بگوييم: "هوس" درغلطان" نكنييد ، "آب نبات" هم بد نيست، يعني در غلطان رد شد، لاريجاني هم بد نيست براي رياست مجلس هشتم،!!..

نظرها
ملت هم مثل بیماران قندی تشنه یک آب نبات شیک هستنند. تحلیل درستی است مسیح جان
میترا | October 21, 2007 8:26 AM
واقعاً هیچ بعید نیست یه استارتژی نظامی برای برد سیاسی باشه!
مَتَتی | October 21, 2007 9:31 AM
نا کی به لاریجانی و قالیباف خوش بودن؟
یه اعتراف دست جمعی ساده:
آره ما بر اندازیم......
همین
ممنون از متن های زیبا و گیرا
آرش | October 21, 2007 10:15 AM
این نیز بگذرد مسیح جان.
لاله | October 21, 2007 10:29 AM
سلام
ااا من چقدر ساده ام به اين زاويه از جريان استعفا فكر نكردم
راستي همشهري به ما سر نمي زني؟
به روزم
اينبار (همسفر با زالزالك هاي پائيزي)
جواد بيژني | October 21, 2007 11:33 AM
سلام...خسته نباشي ...!
اول مي خواستم بگم هميشه لازم نيست چند لينك رو پشت سر هم داخل متن بذاري ..براي گواهي به اينكه فلان و فلان روزنامه اينطور تيتر زدند لازم نيست لينك همشون رو بذاري ..چون كسي ازت مدرك نمي خواد..يه دونه هم كافيه..اينو براي اين مي گم كه خواننده تا وسط مطلبت مي خونه و مياد پايين و به صف لينك ها برمي خوره و دلش نمي آد كليك نكنه..و اين باعث مي شه وقت زيادي صرف لود شدن صفحه ها بشه (مخصوصا تو ايران)و اصلا يادش بره داشتي درباره چي حرف مي زدي.!
دوم اينكه من فكر نمي كنم سيستم رسانه اي ايران اينقدر به پيشرفت نائل شده باشه كه يه جناح بتونه با يه خبر تو اذهان عمومي دستكاري بكنه و جناح مقابل كاملا برعكسش...! به نظرم اگه روزنامه هاي اصلاح طلب زيادي بزرگش كردن بيشتر به خاطر تابلو كردن روش مديريتي دولت نهم بوده ..روزنامه هاي اصلاح طلب از هر خبري استفاده مي كنن تا به مردم القا كنند تصميمات دولت نهم در زندگي شما و يا روال سياسي اجتماعي كشور تغيير ايجاد مي كنه يا خواهد كرد ! مردم هم كه از تغيير هراس دارند.وگرنه احمدي نژاد اختلافي با لاريجاني نداشت..يعني نمي تونستن اختلافي داشته باشند.. اگه هم صرفا به خاطر انتخابات بود لازم نبود انقدر به قول بچه ها "ييهويي" درست قبل از مذاكراتي كه با سولانا پيش رو داشت بزنه كنار...! نمي دونم واقعا دليلش چيه اما آنچه مسلم است اينكه اين نظام همانطور كه خوب ميتونه دوستان خودش رو به مردم معرفي كنه ، مي تونه مخالفين عروسكي خوبي هم بسازه ...ده سال پيش بيست ميليون نفر به يكي از اين عروسك ها راي دادند.
من و امثال من و بقيه بروبچ كه عقلمونو نمي دونيم به كي داديم و رفتيم به امثال معين راي داديم بايد حرف عباس رو گوش كنيم و انتخابات رو تحريم كنيم..اين روز ،مارا سكوت سزاست .. اين از چسبوندن برچسب باريك Hashemi 2008 روي شيشه ماشين هامون بهتره ! عوام رو هم به حال خودشون بگذار.. با اين همه فقر و بدبختي و بي عدالتي ، مي خواي همين يه دونه سرگرمي هم ازشون بگيري و بازراشو كساد كني ؟ يكم رحم داشته باش دختر ! :-)
رضا عظيمي | October 21, 2007 12:07 PM
می گم مسیح جون..اگه منم خودکشی کنم تو زود می فهمی؟(جدی)قول بده مطلب خوبی برام بنویسی..هر چی رو هم که خواستی می تونی بگی.(جدی)
مواظب خودت باش.
دلارام | October 21, 2007 3:14 PM
علي لاريجاني زماني در شماتت اصلاح طلبان و حسن روحاني اظهار داشته بود كه در غلتان داديم و آب نبات گرفتيم! ولي نتوانست سياست خود را با آقاي احمدي نژاد همسو كند. اين حركت او ضربه اي به دولت آقاي احمدي نژاد است و گمان ميكنم فتنه اي از جانب هاشمي رفسنجاني باشدكه در اين برهه حساس كه با سولانا قرار مذاكره داشت رييس جمهور مان را بي آبرو كند.
پير روشن ضمير | October 21, 2007 3:37 PM
مسيح عزيز كار تو همينه خانوم. روشن كردن پشت پرده استعفا ها و جايگزيني ها، مظلوم نمايي ها و.... تخصص مسيح صادق ما همينه...مسايل احساسي رو بزار واسه متخصص هاش.اونجور اتفاقات ياد آوري اش فقط ما عوام ر آنقدر جري مي كنه كه از هر تصميم و عملكرد آقايان باز مي مونيم...
ندا | October 21, 2007 4:17 PM
خانم علینژاد من از قانون جدید انتخابات اطلاع دقیق ندارم و به همین دلیل از خبری که در پایین میگذارم مطمئن نیستم، اما با این حال بد نیست به آن هم توجه بشود:
"وي با رد برخي تحليلها درباره انتخاباتي بودن استعفاي لاريجاني تاكيد كرد: بر اساس قانون جديد مجلس، دبير شوراي عالي امنيت ملي از جمله مسئوليتهايي است كه براي شركت در انتخابات نياز به استعفا دارد، بنابر اين به دليل عدم استعفاي لاريجاني از سمت خود در موعد مقرر، نمي تواند در انتخابات مجلس هشتم شركت كند."
http://www.jahannews.com/pages/view.php?id=14447
پاسپارتو | October 21, 2007 4:30 PM
باز هم مثل هميشه نگاهي متفاوت به موضوعي كه امروز تيتر اول خيلي روزنامهها بود. من هم با نظر شما موافقم و از آن روز سخت ميترسم.
موفق باشي و عاشق
محمد رضا | October 21, 2007 4:57 PM
احسنت مسیح عزیز. احسنت خواهر من. لذت بردم ازاین آینده نگری.
سوشیانت | October 21, 2007 5:53 PM
سلام
یعنی چاقو دستشو نبرید؟
راستی باید پرسید که اقای لاریجانی شما که دم از اب نبات می زدید حالا بهتر از اب نبات را گرفتید؟ اصلا ان اب نبات را به شما دادند؟
این داستان اب نبات هم چیز قشنگیه
مجتبی | October 21, 2007 6:50 PM
در مورد چیزی که در کامنت قبلیم گفتم کمی بیشتر گشتم:
"براساس قانون انتخابات ، تمام مديراني که در سطح ملي فعاليت مي کنند در صورتي که علاقه مند به شرکت در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي هستند، تا پايان ساعت اداري روز 21تير ماه بايد از مقام خود استعفا دهند."
http://www.iranpress.ir/Afarinesh/afarinesh/News.aspx?NID=17480
پس لااقل قانونا نمیتواند در انتخابات مجلس شرکت کند
پاسپارتو | October 21, 2007 7:12 PM
وقتي كه ميگوييد براي انتخابات آتي رنگ فلان انتخاب كرديد! برايتان متاسف ميشوم كه انتخاب بد از بدتر را(هواي تازه) نام مي نهيد!!! متاسفم كه خود را روزنامه نگار و راديكال و روشنفكر به مردم معرفي ميكنيد و بعد شخص علي لاريجاني كه تا ديروز از كارنامه صدا و سيما و برنامه چراغ و فيلم مونتاژ شده ي كنفرانس برلن و ... فغان راه مي انداختيد و سينه مي دريديد را به امثال به خانواده امثال الهام يا مصباح ، احمد جنتي احمدي نژاد و بقيه ترجيح ميدهيد.
از نظر من وابستگان به اين نظام هيچ فرقي ندارند. واقعا براي اين نوشته تان متاسفم.
راستي يك سوال اگر فردا بن لادن هم اصلاح طلب شد از او حمايتمي كنيد؟
پاسخ به اين كامنت:
هواي آزاد " شعار تبليغاتي آقاي لاريجاني بود در انتخابات رياست جمهوري و ....يعني حتي لباس زردي كه گفتم خواهم پوشيد به ميدان شوش مي روم براي تبليغات ايشان ، نشان نداد عمق يك طنز طلخ را....
آزادوب | October 21, 2007 8:09 PM
به نظرم روزنامه هاي اصلاح طلبان و مطالب مزخرفي كه امثال محسن آرمين در روزنامه اعتماد نوشته اند حاكي از يك حركت موزيانه است، الكي ميخواهند اين بابا(علي لاريجاني) را به طرف خــودشان بكشانند يا بگويند با همه ي پرونده هاي سياه دوران صدا و سيمايت باز نوكرتيم ! بيا طرف ما. خلاصه يه جورايي هندوانه زير بغل شان ميگذارند. اين نشان دهنده ي اينست چقدر اصلاح طلبان توخالي هستند و دارند مهره درشت جمع ميكنند. كروبي را ببينيد در نشست هايش امثال هادي غفاري را دعوت ميكند!
مصطفي | October 21, 2007 8:16 PM
نه...
شيرين ناز | October 21, 2007 8:17 PM
با توجه به سوابق شما و طرفداري از كروبي ه و خاتمي و... كمي بدبينانه مطلب تان را خواندم و طنز قضيه را نگرفته بودم. من از شعارهاي لاريجاني و هواي تازه و رنگ زردش اطلاع نداشتم و الان هم داستان ميدان شوش را نميدانم. من فكر كردم شما طبق معمول مسعود بهنود و فرخ و نگهدار و ابراهيم نبوي و امثال اينها مدام بدنبالراي جمع كردن براي رژيم هستيد.
آزادوب | October 21, 2007 8:34 PM
با درود
این همه نظری است هر چند این همشهری ما هیچ وقت نتوانست انچه می خواهد باشد سودای قدرت در سر این برادران دیر زمانی است که لانه کرده هر چند زمانیکه برای امل نامزد شده بود کسی توجهی خاص نکرد و هیچ وقت منتخب ارا نبود و حالیه نیز از این راه به مجلس نخواهد رسید این را باور کنید
یا حق
ابراهیم | October 21, 2007 9:47 PM
مثل همیشه قشنگ نوشته ای ...
یه سوال.
فرق امثال قالیباف و لاریجانی با احمدی نژاد چقدر است. آیا ارزش یک برگ رای را دارد؟
یه جور دیگه بگم. اگه الان زمان را برگردانند و به تو بگویند می توانی با رای به قالیباف او را به جای احمدی نژاد رئیس جمهور بکنی. این کار را می کنی؟
پنگوئن | October 22, 2007 12:56 AM
دردناكه شنيدن هواي تازه از دهان كساني كه عمري با شاعرش سن به درستي گفتند..از اين مكر بگير تا سوء استفاده هاي بزرگترشان كه كه براي كسب جاه و مال جايگاه.
آلاله | October 22, 2007 1:14 AM
مسیح جان! پیشنهاد شما را پذیرفتم. در انتخابات مجلس هشتم بایستی مردم و کشور برنده انتخابات باشد تا آنهایی که مدارای آقای روحانی و خویشتنداری آقای لاریجانی را به بازی گرفتند و میخواستند حق مسلم و قانونی مردم ایران را پایمال کنند، بدانند که مجلس ایران نیز مانند رییس جمهور ایران برگزیده مردم ایران و نماینده اراده مردم ایران است. زرد بپوشی یا نارنجی، سرخ بپوشی یا آبی، برنده انتخابات مجلس بایستی مردم و کشور باشد. نه مانند این مجلس کنونی که من از نام بردن رییس آن شرم دارم. چون او پذیرفت با دوپینگ به مجلس برود و اعتبار نمایندگی مردم و آبروی کشور را خدشهدار کرد. بیهوده نبود که در زمان ریاست دوپینگی او بر مجلس شش بعلاوه یک، دندان طمع دشمنان اراده مردم ایران تیزتر شد. اکنون که اراده شما بر آن است علی آقا را با رای مردم رییس مجلس بکنی، چرا نه. مگر آنکه در روزهای آینده آقای رییس جمهور او را وزیر خارجه نماید که براستی هم شایستگی آن را دارد چون در برابر رییس جمهور برگزیده مردم گردن کشی نکرد و تا بود با فروتنی پا به پای او برای منافع مردم و کشور کوشید. و اگر چنان شد، شما از آقای رییس جمهور نرنج و بدنبال رییس مجلس دیگری باش. خیر پیش.
هوشنگ | October 22, 2007 2:41 AM
سلام.بابا مسیح تو چرا؟ انقدر تحلیل کشکی؟!!
محمد سجاد | October 22, 2007 2:43 AM
man yek soal daram, aya jameye nemayandegi bar tan kasi ke koshteye siasat ast khili bad gavareh ast? larijani ba tamam rezalat haeei ke shayad ta konon dar hagg iran dostan anjam dadeh bashad amma khob az besiari az kasani ke hatt forsat nadashtand ke siasat ra "spell" konand sazavar tar ast
Anonymous | October 22, 2007 4:01 AM
ممنون از تحليلتون
فرزاد | October 22, 2007 11:08 AM
تو این مملکت هیچ چیز بعید نیست. وقتی میگم هیچ چیز، منظورم دقیقاً هیچ چیز هستش!
خش بوشی خواخر...ای ته پلی امه...
تورج | October 22, 2007 1:21 PM
سلام.يشب مسعود بهنود در صداى آمريكا اپن نظر رو بو دليلاينكه جناح راست با وجود حداد عادل نيازى نداره كه لاريجانى رو در اون مقام قرار بدهو از طرفى شغلى كه داشت هم بسيار با اهمت بود. شايد نظر تو اين باشه كه حداد رو براى پست ديگرى مي خوان؟ و يا شايد هم خبرهايي باشه و قراره احمدى نژاد رو ببرن و لاريجانى بياد؟ الله اعلم
siamak farid | October 22, 2007 1:49 PM
تحلیل خوبی بود
البته مثل روز روش بود که این استعفا چرا حالا و به چه دلایلی بود حتی عوام هم توی کوچه و خیابان تحلیل های درست می کنند یعنی می فهمند
اما مشکل چیز دیگریست
سیاست ها جای دیگری چیدمان می شود
ریسس و وزیر و شورایی امنیت ملی و ... همه نوکری می کنند
این را هم همه می دانند
همه می فهمند و همین دانستن و فهمیدن اگر تبدیل به فریاد شود یا باید هم سلولی امثال عماد شوی یا باید هم اتاقی افشاری
نمیدانم بالاخره چکار باید کرد
درد رییش شدن یا نشدن امثال لاریجانی نیست
ریشه ها خیلی عمیق ترند
ناامیدم
فرهاد | October 22, 2007 4:23 PM
سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت میکنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحهی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملیات اجازه نمیدهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحهی http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژهی Yahoo mail به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفهی ما به کشورمان ادا شده باشد... متشکرم
یک رهگذر | October 22, 2007 6:10 PM
درود بر مسیح عزیز که نوشته هایش همیشه عالی ست
زنده باشی و شاد
اشکان | October 22, 2007 6:32 PM
http://www.hranjbaran.blogfa.com/post-28.aspx
داری کجا میری همکار قدیمی ..
این خانم که ما باهاش در مجلس ششم واوایلا
پاسخ به اين كامنت
ممنونم كه خبر دادين پاسخي هم به اين همكار قديمي دادم :
:
برادر خوبم از اونجایی که می شناسمت می دونم که در مورد اطلاعات دوست مشترکمون دروغ نمی گی ...اون هزار صفحه ای که نوشتم پیش نویس یک قصه کاملا غیر سیاسی و تجربه اول یک روزنامه نگار کاملا معمولی از سفر به اروپا بود که همانند کتاب سومم در وزارت ارشاد برادر صفار خاک نوش جان می کند درست هم گفتند بعد از نوشتن همون قصه در همان اتاق که دوست مشترکمان کاملا هم درست به اطلاع رسانده اند، يك ماه بستري شدم و دستم به درد وحشتناكي مبتلا شد كه حتما از اين بابت خوشحال نمي شويد اما از مجوز نگرفتنش شايد....نمی دونم چرا هیچ ضرورتی به دفاع بیش از این از خودم نمی بینم چون تو هم مرا بهتر از خودم می شناسی برادر خوبم...خيلي بهتر. فقط كافيست خودت باش. توقع زيادي نيست. .......
ارزو | October 22, 2007 7:47 PM
سلام
دنبال روشنایی
مهدی مهرپویان | October 22, 2007 9:10 PM
استبداد یعنی همین !
یعنی هشت سال بر علیه سرخپوش فعالیت کنی اما وقت انتخابات جوری صحنه چیده بشه که دعا کنی اون برنده باشه !
حالا این دفعه هم این برنامه با مهره های جدید مثل لاریجانی که هنوز پخش فیلم کنفرانس برلینش تو یادمون هست که چه ظلمی به همه هم نسلهای ما و آینده کرد ادامه پیدا می کنه!
دیکتاتوری یعنی کم کردن قدرت انتخاب !انتخاب بین بد و بدتر!
بیتا یاری - فریاد | October 22, 2007 9:39 PM
سلام ، نامزدی وبلاگت را در بخش بهترین وبلاگ فارسی دویچه وله بهت تبریک میگم.
علیرضا | October 23, 2007 1:09 AM
اين هم لينك راي گيري براي وبلاگ هاي كانديدا شده در مسابقه دويچه وله كه مي توني راي بدين:
http://www.thebobs.com/index.php?l=fa&s=1155503109924847OMDFOOVR-NONE
راي گيري | October 23, 2007 2:00 AM
سلام. امروز بر سفره ی ناهار پاییز نبود. رفته بود یک نوشابه ی مشکی بخرد و به همه ی آدمها نوشابه تعارف کند. پاییز تهران رفته است به جاده ی چالوس. و علی لاریجانی کاش دغدغه اش تنها کاسه ی سفالینی بود و دشت برنج آمل و بوی دریا. یک درخت کوچک در بندر انزلی مهم تر از سولاناست.
رضا مهدوی هزاوه | October 23, 2007 2:22 AM
سلام دارم تحقيق مي كنم كه ببينم لاريجاني ميتونه توي انتخابات شركت كنه. اگر امكان قانوني اين كار فراهم باشد با اجازه شما همين مطلب رو در نشريه محلي مان چاپ مي كنم البته اگر مثل سري قبل به ما لطف داشته باشيد. منتظر پيامتون هستم فقط لطفا سريع.
pasook:
shoma azadi aziz va mamnoonam.
سلامت | October 23, 2007 9:17 AM
درود
ما زنده بر آنیم ...
تحلیل خوبیه. لاریجانی خامنه ای دوران خمینیه. خنده داره. موفق باشی.
ببه روزم با سیاست علم تدبیر اداره ی حکومت است !؟!
mohadese | October 23, 2007 11:01 AM
درود بر شما
با گزارش وضعيت آزادی مذهب بين المللی سال 2007 به روزم.
2 گزارش در مورد ایران را بخوانید و نظر خود را بگوییید .
اندیشه تان سبزباد
برنا | October 23, 2007 5:06 PM
ممنون از بزرگواريتان
سلامت | October 23, 2007 5:14 PM
دوباره سلام
خيلي جالبه مسيح...امروز روزنامه كيهان رو ديدي ؟ "استقبال اصولگرايان از حضور لاريجاني در مجلس".
خوب گفتي !
رضا عظيمي | October 23, 2007 7:00 PM
سلام
زنده باشی مسیح علی نژاد.تا بنویسی هی.و ما بخوانیم.عالی است قلمت بزرگوار.
وقت داشتی یه نگاه بینداز.
"چند نکته پراکنده درباره نقد هژیر پلاسچی بر محمد قوچانی"
فرهاد شکیبا | October 23, 2007 7:10 PM
سلام.تحلیل زیبایی بود.این درد مزمن مملکتی است که تا دیروز رییس رسانه ملی را سانسورچی بزرگ صدای ملت میدانستند و اینک به حکم عقل وانتخاب میان بد و بدتر ناگزیرند هم او را بتی کنند که به بهانه استیفای حقوق ملت استعفا میدهد تا صدای ملت در کام باشد!!!!امان از این ناگزیریهای مکرر.امان........
امید | October 23, 2007 8:21 PM
با آرش موافقم. تا کی به بد ها دلمان را خوش کنیم که از بدترین ها بپرهیزیم! باید حقیقت را پذیرفت که نسل ما باید آستین بالا بزند و کاری اساسی بکند. تعبیر کار اساسی دیگر با خودتان!
جمال | October 23, 2007 9:35 PM
احسنت!می ترسم فردا پس فردا راجع به احمدی نژاد هم به این نتیجه برسیم!!!
روزبه علمداری | October 23, 2007 10:34 PM
ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ایران من
کاوه آهنگری ذهاک کش
خود که دشمن افکنی ناپاک کش
رخشی و رستم بر او پا در رکاب
تا نبیند دشمنت هرگز به خاب
مرزدارانه دلیرت جان به کف
سرفرازان سپاهت صف به صف
خون به دل کردند دشت و نهر را
بازگرداندند خرمشهر را
ای وطن ای مادر ای ایران من
مادر اجداد و فرزندان من
خانه من بانه من توس من
هر وجب از خاک تو ناموس من
ای دریغا که ویران بینمت
بیشه را خالی ز شیران بینمت
خاک تو گر نیست جان من میباد
زنده در این بوم و بر یک تن مباد
وطن یعنی پدر مادر نیاکان
به خون و خاک بستن عهد و پیمان
ز تیغ و سخره و دریا و هامون
ارس زاینده رود اروند کارون
وطن یعنی سرای تورک و پارس
وطن یعنی خلیج تا ابد پارس
وطن یعنی دو دست از جان کشیدن
به تنگستان و دشتستان رسیدن
زمین شستن ز استبداد و از کین
ز خون گرم در گرمابه فین
وطن یعنی هدف یعنی شهامت
وطن یعنی شرف یعنی شهادت
پاینده ایران
[گل] با چاپ نقشه جدید تقسیمات جدید در دریای مازندران ( دریای خزر ) در نشست تهران به روز هستم
بهتره سری بزنید و ببینید که سهم ما از دریای مازندران چه قدر شده [گل]
آرش جهانشاهی | October 23, 2007 11:10 PM
تحليل آبكي ونابخردانه است والحق كه اصل اساسي درتحليل كه انصاف است مراعات نشده است
جواد ازسمنان | October 23, 2007 11:34 PM
جلوی سیاست جنگی باید ایستاد
اگر دیروز زود بود، فردا دیراست! .
پیکر هول انگیز سیاست نظامی- اتمی حاکم در جمهوری اسلامی، سرانجام پس از نزدیک به 3 سال تا حدود زیادی از زیر سایه سنگین عوامفریبی های حکومتی بیرون آمده و اکنون مردم ایران با نگرانی روز افزون شاهد مجهز شدن این سیاست به کلاهک جنگی اند. در حقیقت نیز، نام این سیاست، همانگونه که ما همزمان با رئیس جمهور شدن احمدی نژاد اعلام داشتیم، سیاست جنگی است. در تمام دوران اخیر کوشش شده بود تا این سیاست زیر سایه تبلیغ و ترویج خرافات، کشیدن جاده اتوبان برای ظهور امام زمان، تبدیل چاه های دو قلوی جمكران به بزرگترین زیارتگاه، استخدام جوانان بیکار و آواره در بسیج، تاکتیک سیاست خارجی طلبکارانه، کوبیدن بر طبل سوخت ملی اتمی، بستن گام به گام اندک فضای باز سیاسی در کشور، سرکوب هر تحرک و جنبش صنفی و سیاسی و دانشجوئی، انواع مانورها و نمایش های نظامی، ایجاد رعب و وحشت در شهرهای بزرگ به بهانه مقابله با اوباش و بد حجابی، هولاکوست بازی و انواع شعبده بازی های احمدی نژاد، تحت هدایت از داخل خیمه رهبری پنهان بماند. ادامه
shahin | October 24, 2007 12:25 AM
سلام مسیح عزیز...همین الان دارم از پای صندوق انتخابات می آم ..رفتم رای دادم...بچه های هییت نظارت شورای نگهبان هم نبودند ...ازم اثر انگشت هم نگرفتند...رفتم وبه وبلاگ"مسیح"رای دادماصلا برای این هم نیست که بعدا که رای آوردی سمت اجرایی برام جور کنی ...اتفاقا رفتم وبقیه وبلاگهای فارسی کاندیدا را هم دیدم بالخره ما برای انجام وظیفه وتکلیف شرعی رای میدهیم وموظفیم با مطالعه رای بدیم نه از روی تعلق خاطر صنفی و فکری و اینجور چیزا!!!ولی جدا از طنز وبلاگها به لحاظ ساختاری و انسجام و خلاصه از دید من رسانه ای که ادعای درسخواندگی رشته خبرنگاری ورسانه دارم تلاشهای خودجوش نیمه حرفه ای ارزشمندی بود..همین...همین هم بی نهایت خوبست وهمت عالی میخواهد.. چه من پرادعا هنوز یکسال است دارم نام انتخاب میکنم!!!راستی با عرض پوزش صرفنظر از موضوع این نوشته ات قدری به سمت نثر مغلق(به قول استاد قاضی زاده)رفته است ...تو هر چقدر روان وساده با جمله های کوتاهتر مینویسی گیرا تر وعالی تر قلم میزنی...مثلا لیدو ورودی مطلبت خودش یک جمله پایه وپیرو 6خطی است خلاصه نثر زیبا ومرصعی هست اما مخاطبان با لحن صمیمی ترت شاید همراه ترند ...باز هم معذرت میخواهم ..
فرجام کمانه | October 24, 2007 1:47 AM
درود
وبلاگ کشکول را بخوانید: تهاجم فرهنگی را جدی نگیرید!!
چون در تازه ترین اقدام هنرمندانه و فرهنگ دوستانه مسولین اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، هنرمندان نمايش از ورود به خانه نمايش و تالار فرهنگ منع شدند!!!
بدرود
خورشيد | October 24, 2007 3:28 AM
سلام
توی نامزدان بهترینهای مسابقه رادیو آلمان بودی انشائ... برنده بشی.
احمدپور | October 24, 2007 5:04 AM
سلام
خوب ديگه سياست يعني همين
مثل موريانه عمل مي كنه
موفق باشيد
مريم | October 24, 2007 10:15 AM
سلام
ببخشید که دیر کردم قبل از هر چیز این رو می خواستم بگم که تو این چند روز درگیر رفت آمد به دانشگاه و کرمانشاه و همدان و ... بودم . از همین جا معذرت
اما علت اینکه نتونستم تو همین مدت که اکثر یکی دو تا مطلب بذارم داخل وبلاگ اینکه پسوردمو یکی از دوستام به شوخی برداشته که قول داده امروز بده .
اینم از شانس بد ما.
به هر حال همیشه موفق و پیروز باشید.
مهدی
شب نویس | October 24, 2007 12:55 PM
سلام !
> ، نگاهی گذرا به استعفای علی لاریجانی و خودکشی دختر پزشک در همدان ، در انتظار نظر ارزنده ی شماست
سجاد پورسلطان | October 24, 2007 1:22 PM
ها؟!
سلام. فکر کنم نثرت رو یه کم زود خرج این موضوع کردی!
منطقی | October 24, 2007 7:45 PM
سلام مسیح نازنین.خوبی؟
خیلی جالب بود. حقیقت هم همینه. ولی واقعا خنده داره!!! البته ترجیح بد به بدتر منطقیه. این هم بازی پیچیده ایست! :دی
راستی! مرسی برای نظر:)
خوش بگذره
مواظب خودت باش
ثمين | October 24, 2007 8:05 PM
اپیدمی علیرضا نوری زاده. همه اطلاعات می پاشند. ای ول... یک کلمه اش درست نبود...! عزیز لاریجانی کاندید نمی شود. حواستان نیست او خیلی گنده تر از مجلس است. اینطور مواقع بد نیست بگویید نمی دانید.
رهگذر | October 24, 2007 8:11 PM
دوباره به خانه شلوغ تو آمدم.
پس مهاجراني دروغ ميگفت كه: سياستمداران شير خر خورده اند...
نصور | October 24, 2007 10:28 PM
با درود حتما رییس جمهور آینده هم مرد ادیب و نرم خویی است بنام حداد عادل؟! با حساب کتابی که کردی ته این بازی به اینجا خواهد رسید البته پر بیراه نگفتی. موفق باشی.
علی | October 26, 2007 2:29 PM
سلام
من نظر شماراقبول دارم ولی نیاز نیست که شما میدان شوش برویدوتبلیق کنید مگر رای مردم ارزشی دارد که چنین زحمتی به خودتان میدهیداصل شورای نگهبان است که انتخاب میکند نه من وشما
براتی | October 28, 2007 3:13 PM
salam. man nemidoonestam dobareh darid weblog minevisid! az in tahliletoon kheili khosham oomad.
mehdi | November 1, 2007 11:20 AM
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته اند// این گرگ سالهاست که با گله آشناست
دلگیر زمانه | November 3, 2007 1:46 PM
دوستت دارم
نيره | November 25, 2007 3:38 PM
از كسي كه مردم رو با دلفين هامقايسه مي كنه تعجبه كه بخواد سنگ مردمو به سينه بزنه!!
مصطفي | April 20, 2008 12:04 PM